پورتال رفرانس سازمان تامين اجتماعی (پرستا)

13 ژوئن 2011

صدای اعتراض پرسنل رفاه گستر

دسته‌بندی شده در: مطالب — persta @ 18:02

چندی پیش ایمیلی بدست ما رسید که در آن از ظلم و جفای روا شده به پرسنل شرکت رفاه گستر از طرف مدیر عامل آن داد سخن داده شده بود و رونوشت این نامه را نیز به تمامی مراجع سازمانی فرستاده بودند. که در پورتال کارشناسان تامین اجتماعی به نشانی http://ssoir.blogspot.com نیز منتنشر شد. این دوستان از اینکه ما به ایمیل آنها ترتیب اثر نداریم نیز ناراحت شدند و ایمیل مجددی زدند که چرا مطالب ما را منتشر نکردید و از انجائیکه از درستی و یا نادرستی مطالب اطلاع نداشتیم دست نگاه داشته و این خبر را منتشر نکردیم تا اینکه بعد از مدتها اشتغال سازمانی بالاخره در این قرعه تابستانی همراه خانواده به یکی از این مراکز رفاهی مسافرتی داشتم و در روز دوم اقامت با یکی از پرسنل این مجموعه صحبتی داشتم و جویای وضعیت شدم. آنچه در ادامه آمده است درد دل ایشان است که جا دارد تا همکاران نیز از آن مطلع باشند و حقوق این زحمتکشان پرداخت و بیش از این تحت آزار و اذیت مدیران بی انصاف آن قرار نگیرند:

چند وقت هست که در رفاه گستر هستی؟ پنج شش سال میشه

چقدر حقوق میگیرید؟ حداقل قانون کار رو که با افزایش های سنواتی در حدود چهارصد تومن میشه که کسورات هم داره

چطوری امورات رو میگذرونید؟ ما اکثرا بخاطر کمبود نیرو مجبوریم چند شیفت کار کنیم و اضافه کاری کنیم بالاخره با اضافه کاری و حقوق و بعد از کسر بیمه و مالیات و اقساط یه چیزی برای اینکه شرمنده زن و بچه نشیم میموند.

چرا میگی میموند مکر الان نمیمونه؟ آقا دست رو دل ما نگذار چند ماه پیش مدیر عامل رفاه گستر عوض شد و یک آقای بنام عظیمیان از کارمندان های چمیدونم وزارت بهداشت یا بیمارستان بقیه الله بود شد مدیر عامل. اولش گفت که من فلان میکنم و فلان . هزار قول و وعده و وعید. بعدش گفتند ما اضافه کار الکی نمیدیم و فقط به نیرو های کیفی اضافه کار میدیم.

گفتیم کیفی یعنی چی؟ گفتند یعنی باید مجتمع خیلی خوب باشه، چمیدونم تمیز باشه مرتب باشه کلی هم در ماه پول در بیاره تا شرکت کیف کنه بعد میشید نیروی کیفی.

والا ما هم از صبح تا شب این درو دیوار ها رو میسابیدیم تا کیفی بشیم.

هی گفتیم امروز میاد مجتمع رو میبینه فردا میاد میبینه که سه ماه آزگار گذشت و نیومد. این مدیر بیچاره ما ده بار تو این مدت نامه زد که بابا این مجتمع یه عالمه کم و کسری داره و باید تعمیرات بشه و رنگ بشه و فلان چیزش عوض بشه ولی جوابی از دفتر مرکزی نمیومد زمان نوری هم جوابی نمیومد میگفتند سازمان پول نداره بده برای اینطور خرجها . هی مدیرمون میگفت بابا اینجا شماله فرق میکنه اجناس داخل واحد ها زود از بین میره کولر ها ماله عهد بوقند رنگ میخواد پکیج ها خراب شدن رنگها ریخته همه چیز قدیمیه مبل ها شکسته شده هزار بار تعمیر شده کسی گوش نکرد یه بار هم از خدمات سازمان اومدند بازدید کردند گفتند پول میدیم و ندادند سر کاری بود

خلاصه سرتون تو درد نیارم عید بالاخره باز هم این مدیر عامل ناپیدا نیومد و یکی دیگر رو فرستاد تا مجتمع رو ببینه فقط تنها کاری که کردند که دیگران نکرده بودند این بود که شب عید صبح به صبح به مردم نون بربری بدیم. آقا یه وقت فکر نکنید ما از اینکار نارحت میشیم زمانی که شما تشریف میارید اینجا ما خادم و میزبان شما هستیم و وظیف ما اینه که به شما خدمت کنیم این وظیفه ماست. به قول یکی از مدیران دفتر مرکزی که همیشه میگفت حق با مشتری است حتی اگر حق با شما باشد.

خلاصه کلام اضافه کار اسفند و فروردین و اردیبهشت و کارانه ما را قطع کردند به دلیل اینکه شما بی لیاقت هستید و عرضه ندارید مجتمع نگهدارید و هر چی لایق خودشون بود رونه ما کردند گفتند شما نیروی کیفی نیستید و یه مشت آدم مفت خور بی فایده هستید چرا چون خودشون و قبلی ها به اینجا رسیدگی نکرده بودند وگرنه ما که کارگریم و هر چی بگند انجام میدیم والا به خدا همه جا رو مثل دسته گل میشوریم و میسابیم و ملحفه ها رو تمیز میکنیم. الان تو رو خدا واحدتون از نظر نظافت ایرادی داره ممکنه اجناس قدیمی باشه و بعا شکسته و ایراد دار ولی از تمیزی ایراد نداره اگر داره بفرمائید من در خدمتتون هستم. اگر هم مشتری به تورمون بخوره به مجتمع معرفی میکنیم که بعضی وقتها خالی نمونه نمیدونیم دیگه باید چیکار کنیم؟

حرف هم بزنیم اخراجیم و باید بریم. بجون بچم قسم سه ماهه کرایه خونه و قسط هام عقب افتاده. صاحب خونه جوابم کرده و دارم دنبال جا میگردم. نکه من اینجوری باشم همه همین وضعیت رو داریم دفتر مرکزی همینه مجتمع های دیگه هم همینه. بابا من نمیدونم چی تو مغز این آقا میگذره ولش کنید آقا سرتون رو درد آوردم شما اومدید اینجا تفریح کنید نیومید غصه ما رو بخورید. فقط اگر مدیری یا کسی رو دید صدای درد دل ما رو برسونید شاید کسی وجدان داشته باشه به داد ما برسه.

چرا این حرف ها رو به گوش دکتر حافظی نمیرسونید؟ آقا خدا خیرت بده بچه های دفتر مرکزی میگن این آقا با دکتر حافظی شیش دونگه. اون وقت میاد به حرف ما کارگر های بیچاره گوش کنه. آقا فکرش رو بکن این آقا یکبار اومده کارانه و بن معوقه زمان مدیر عامل قبلی " نوری رو میگم" 250 تومن بوده داده بعد یک تو دفتر مرکزی از بچه های خدماتی که مسئول نظافت اونجا بوده بعد از دو ماه که این 250 تومن رو گرفته به دلیل اینکه یدونه آشغال رو زمین بوده آقای عظیمیان جریمه اش کرده و از حقوقش 250 تومن دو ماه بعد کسر کرده این بیچاره اون ماه بعد از کسر اقساط اصلا حقوق نگرفته بعد که اعتراض کرده گفته بابا من اگر اشتباهی کردم که اینقدر جریمه نمیکنن گفته اونی رو که دو ماه قبل دادم پس گرفتم جریمه که نیست. آدمی که منطقش اینه برو تا آخرش. آقا جون مادرت جائی نگید من این ها رو گفتم از این دو زار نون خوردن هم میافتیم.

نه عزیزم. امیدتون به خدا باشه. اگه در حال حاضر به کمک مالی هم نیاز دارید من حاضرم بهتون قرض بدم هر وقت داشتید به شماره حسابی که بهت میدم واریز کن.

نه آقا خدا از برادری کمت نکنه. همین که سنگ صبور ما بودی و درد دل ما رو گوش کردی کافیه. خدا بهتون خیر بده. خدای ما هم کریمه

پوسته: Rubric. وب‌نوشت روی وردپرس.کام.

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.